درخت انجیر دیشب در خواب پدر را دیدم میگفت : "من اردشیر اول هخامنشی هستم و یاخته هایِ تنم مملو از فرٌه ایزدیست" و.... از خواب پریدم دیدم که دیگر نیست. مادر به آسمان نگاه میکرد در دل میگریست...
+
نوشته شده در 85/08/28 12:12 توسط سمانه
|
مادر میشود امشب در قصه های کودکیم گم کنی مرا؟ قصه ای که گرگهایش به خواب رفته اند رودخانه هایش به ناکجاآباد نمی ریزند قصه ای که خانه هایش شکلاتی نیست و غولی مهربان آرزوهای ابلهانه را تعبیر نمی کند. میشود در گنجینه های معبدی مدفون کنی مرا ؟ یا با بار شتران به هند روانه ام کنی ؟ مادر آخر دنیا کجاست ؟ میدانی ؟ این قافله ها از کجا می آیند که اینگونه خسته اند ؟ من زبان شتران تشنه را می فهمم نژاد ما یکی است ما را برای بندگی آفریده اند ما حاملان گنجهای نهفته ایم اما همیشه ی خدا دستمان تهی است می شود امشب به درونت باز گردانی مرا ؟ یاوه نمی گویم دلم گرفته است خسته ام خسته ....
+
نوشته شده در 85/08/21 14:48 توسط سمانه
|
دوباره مسخ و این بار ، در جدارِ سنگهایِ آتشکده ای ویران ، بنا شده به دستِ پیروانم در سده هایِ نخستِ نبودِ هجریِ من ، عمود روئیده ام در امتدادِ افق . هنوز وحیِ تو جاری در انزوایِ رگ برگم . در انتظارم ، شاید چوپانی ، گله اش را به چرا می برد در این حوالیِ دور . شاید به یاد بیاورم چگونه زیستم ؟ شاید به یاد بیاورم که هرز نیستم ...
+
نوشته شده در 85/08/13 9:38 توسط سمانه
|
در بهتِ واژه واژه ، بیت بیتِ شاهنامه در اندوهِ این پدرانِ بیکس و مغموم این سرنوشتِ من است که شکل می گیرد که رنگ می بازد . ای کاش در چرخه یِ این تسلسلِ واهی این بار چوپانی زاده شوم که رمه هایش را در مزرعه ی چشمانت به چرا می برد . ای کاش چوپانی زاده شوم که در غربتِ غاری بکر، یا در تقاطعِ یک شهاب و یک درخت ، یا در رحمِ مرطوبِ مادرم ، شاید در لرزه هایِ خنجری بر گلویِ عشق ، به پیامبری در سرزمینِ واژه ها مبعوث شوم . شاید این بار جبرئیل تو باشی . یادت باشد : خواندن بلد نیستم ، با لرزشِ سر انگشتانت مبعوثم کن . نه خنجر می خواهم نه تبر همین ستاره ها که از چشمانِ تو فرو می ریزند ، برایِ یک عمر معجزه یِ بودن ، کافیست . چه تقابلِ غریبی است میانِ بودن و وهمِ بودن .
+
نوشته شده در 85/08/06 19:21 توسط سمانه
|
یه درختِ انجیر تویِ حیاطِ پشت خونمون بود... دیروز دیدم حیاطِ خونه خراب شده و اثری از درختِ انجیر نیست . پنجره ی اتاقم , ابتدایِ درختِ انجیر بود . به رسمِ اینکه اسمِ شهیدا رو میذارن اول کوچه...ابتدای اینجا هم باشه به نامِ تو
اسب وحشی
جزیره/آرش گرگانی
ذهن الکن ستاره بشمارد...ذهن یاغی ستاره می چیند

صفحه نخست
تماس
Night Skinانباری
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
Links
اصلا به تو چه ؟!
بهارنارنج
پای دار
پرتگاهی در مه
توکای مقدس
تارا
تساهل
جذام خانه
خود خویش نامه
در ستایش رنج شاعری
صفر مطلق
قلم
کافه کاناپه
کدئین
گاهشمار انزجار
گاومیش
لبه ی تیغ
ناردین
وصله ی ناجور
واژگان خیس
و کلاغی که هیچوقت به خانه اش نرسید
همه می دانند
یادداشت های کیا بهادری
یک نفر شورشی
-
احمد شاملو
ابراهيم نبوی
حافظ ايماني
حافظ موسوی
حمید مصدق
شمس لنگرودي
عباس معروفی
محمدرضا شجریان
منیرو روانی پور
همایون شجریان
-
آرارات
آواز
انجمن شاعران ايران
سل (موسیقی)
کتابهای رایگان فارسی
نقاشی
eBUY
قالب های
نایت اسکین
LinkDump
(سقف خانه ی ما همین کلمات است)/ هوشنگ گلشیری
تقویم / تارا
یک روز بلند شدم که بروم و لبانش را بمکم....
زین خم کوتاه چو بگذری... ( افشین پرورش)
گم شده گر پیدا شود (کیا بهادری)
3 شعر ... ( امین روشنی زاده )
میان من وخدا...(آرش رضایی)
آساره ( حمیدرضا سلیمانی )
به دنیا که آمدم / بکارت احساس یا لختی گوشت ؟ ( ویدا )