درخت انجیر
دارم می افتم به خاطره نویسی. اما هنوز -خوشبختانه- حس ِ نوشتن لحظه های ِ گذرا را ندارم . مثلا ْ امروز.امروز که ارزش ِ نوشتن ندارد. باید بماند خاطره شود، بیات شود تا به درد ِ نوشتن بخورد تا بشود چیزی ازش برای ِ نوشتن در آورد . مثلاْ امروز که تا امروز است فایده ی نوشتن ندارد . سال ِ دیگر "امروز" است که ارزش ِ نوشتن پیدا می کند . که خاطره اش قلقلکت می دهد . مثلِ ژیلا، که تا وقتی خانه اش این روبرو بود و با هم این سربالایی بزرگ را می رفتیم مدرسه و از بقالی تخم مرغ شانسی ِ آلمانی میخریدیم که مجموعه بسازیم و من هنوز مجموعه اش را دارم یا تمبرجمع می کردیم و سکه های ِ خارجی، که نوشتن نداشت. حالا که دربه در ِکوچه ها دنبالش می گردم و یکدفعه رفت و ناپدید شد، ارزش ِنوشتن را پیدا کرده . و این یعنی هرچیزی تا هست فایده ای ندارد ، روزی که در به درش شدی ارزشمند می شود . مثل ِ امروز که مهناز مرد و من داشتم به بودنش فکر می کردم . به اینکه اصلاْ نمی دیدمش . اصلاْ نمی دانستم ابروهایش مشکی است و با رنگ ِ موهایش فرق دارد . نمی دانستم صورتش خیلی سفید است و دستان ِ کشیده و باریکی دارد . از مهناز فقط کلیّتش را می شناختم و همه ی اینها را امروز که در یک پارچه ی سفید خوابیده بود و نفس نمی کشید فهمیدم . بعد که فکر کردم دیدم از تمام ِ آدمها فقط کلیّت ِ یک هیکل در ذهنم هست و یک اسم که با آن می شناسمشان و یک رنگ که وقتی اسمشان را می گویم در ذهنم می آید . همین . و مهناز زرد بود ...
+
نوشته شده در 88/07/17 6:20 توسط سمانه
|
یه درختِ انجیر تویِ حیاطِ پشت خونمون بود... دیروز دیدم حیاطِ خونه خراب شده و اثری از درختِ انجیر نیست . پنجره ی اتاقم , ابتدایِ درختِ انجیر بود . به رسمِ اینکه اسمِ شهیدا رو میذارن اول کوچه...ابتدای اینجا هم باشه به نامِ تو
اصلا به تو چه ؟!
جزیره/آرش گرگانی
ذهن الکن ستاره بشمارد...ذهن یاغی ستاره می چیند

صفحه نخست
تماس
Night Skinانباری
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
Links
بهارنارنج
بوف تنهایی من
پرتگاهی در مه
توکای مقدس
تساهل
جذام خانه
خود خویش نامه
در ستایش رنج شاعری
peace in wc
قلم
کدئین
گاهشمار انزجار
گاومیش
لبه ی تیغ
وصله ی ناجور
واژگان خیس
و کلاغی که هیچوقت به خانه اش نرسید
همه می دانند
یادداشت های کیا بهادری
یک نفر شورشی
کافه تهرون
احمد شاملو
حافظ ايماني
حافظ موسوی
حمید مصدق
شمس لنگرودي
عباس معروفی
محمدرضا شجریان
منیرو روانی پور
-
آواز
انجمن شاعران ايران
سل
کتابهای رایگان فارسی
نقاشی
eBUY
علوم باغبانی
قالب های
نایت اسکین
LinkDump
(سقف خانه ی ما همین کلمات است)/ هوشنگ گلشیری
تقویم / تارا
یک روز بلند شدم که بروم و لبانش را بمکم....
زین خم کوتاه چو بگذری... ( افشین پرورش)
گم شده گر پیدا شود (کیا بهادری)
3 شعر ... ( امین روشنی زاده )
میان من وخدا...(آرش رضایی)
آساره ( حمیدرضا سلیمانی )
به دنیا که آمدم / بکارت احساس یا لختی گوشت ؟ ( ویدا )